مجموعة مؤلفين

101

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

بعد منزل آمدم ، خورش كدو و چلو داشتيم صرف شد پنج ساعت از شب گذشته ، خوابيدم . امشب درب حرم باز است تا صبح ، رواق و صحن جاى سوزنى از كثرت جمعيت اعراب نمىشود كه زيارت آمده‌اند . روز چهارشنبه بيستم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، هفت ساعت از شب گذشت ، حرم مشرف شدم تا ساعت ده از شب گذشته ، بعد قهوه خانه آمدم دو فنجان چاى صرف شد به حرم حضرت عباس رفتم ، دوباره [ به ] حرم سيد الشهداء آمدم ، نماز صبح را به جماعت نمودم و وعظ گوش دادم ، منزل آمدم ، ديدم روزه گى به من اثر كرده ناخوابى هم اذيت مىكند تجديد وضو كردم دوباره حرم رفتم ، زيارت اربعين را نمودم ، روزه بودم به [ حرم ] حضرت عباس رفتم با سيد رفيق خود قدرى صحبت كرده ، به منزل آمدم . يهودى كه پول كرمانشاهان حواله او شده ، آمده بود شصت و سه ليره روپيه ، بيست و يك قمرى از قرار ، بيست و شش هزار [ دينار ] و سه قمرى نيم كم ، به ما داد ، بعد من خوابيدم تا دو ساعت به غروب مانده بيدار شدم تجديد وضو نمودم آقا سيد محمد آمد مىخواستم حرم مشرف شوم ، نشد . مشغول روزنامه نويسى شدم [ 71 ] مغرب چاى خورده به زيارت رفتم ، نماز جماعت نمودم ، زيارت كردم [ به ] حرم حضرت عباس رفتم از آنجا به منزل آمدم خرما پلو داشتيم صرف شد ولى سينه ام درد مىكند كه امان نمىدهد ، خدا رحم نمايد . [ معجزه اميرمؤمنان در شب نوزدهم صفر ] از قرارى كه ابراهيم را نجف فرستاده بودم ، پيش از خودمان كه با تراده ، خودمان برويم ، آمده بود . مذكور داشت كه شب نوزدهم صفر چون زيارتى كربلا است و اعراب باديه از اطراف و اكناف مى آيند جمعيت زيادى از اعراب نجف آمده بودند ، نصف شب نوزدهم از شهر نجف بار كرده بودند كه ديگر [ خان ] شور نمانند ، به جهت شب اربعين به كربلا بيايند ، دروازه بسته بود ، قراول « 1 » دروازه گفته بود ، در بسته است تا سر آفتاب باز نمىشود برويد منزل سر آفتاب بيائيد تا دروازه بان از خانه اش بيايد و كليد بياورد و باز نمايد آنها گفته بودند متولى در را باز مىكند ، يك مرتبه نورى پيدا

--> ( 1 ) نگهبان ، ديدبان ، پاسدار ، مستحفظ . همان